اسماعيل ناظم

20

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

اجزايى دارد بالفعل ، مثل دست و پا ، سر ، گوشت ، پوست و استخوان و . . . و اينها بالفعل در بدن حيوان موجوداند . همچنين تخت و ميز كه اجزاى آن از تخته و پايه بالفعل موجودند اختلافى كه وجود دارد در جسم بسيط است و جسم مركب اجزاى آن با كل مختلف‌اند . مثل گوشت و استخوان و پوست و غيره كه در رسم و حد مختلف‌اند . ولى در جسم بسيط اجزاء در اسم و حد ، مختلف نيستند ؛ مثلا قطره آب را هم آب مىگوييم و اقيانوس كبير را نيز آب مىگوييم . مثلا وقتى هستهء خرما را مىكاريم و نمو كرده ، درخت مىشود ، چند احتمال وجود دارد : با اينكه هستهء خرما وقتى درخت شد ، هم هسته است و هم درخت . يا آن هسته به كلى از بين مىرود و نابود مىشود و درخت موجود مىگردد . يا وقتى كه هسته درخت شد ، يك چيزى است كه هم در هسته و هم در درخت است . اما احتمال اول - كه هسته هم درخت است و هم هسته - باطل است ؛ زيرا كه به هسته درخت نمىگويند و آن شق دوم كه به كلى هسته از ميان برود و درخت موجود گردد نيز باطل است ؛ زيرا كسى كه تخم بكارد و نبات از آن برويد ، مىداند كه اين نبات از آن تخم است و همچنين نطفه كه انسان شود ، مىگويند كه اين انسان از آن نطفه است و چون اين دو شق باطل شد ، احتمال سوم باقى مىماند كه چون جسم به صورت ديگر درآيد ؛ مثلا هسته درخت شود و نطفه انسان گردد ، امرى است باقى كه هم در نطفه و تخم است و هم در انسان و درخت . امرى است در نطفه و تخم كه در انسان و درخت نيست . آن امر باقى در هر دو حال را هيولى نامند . هيولى از هر جهتى اسمى دارد . از آن جهت كه پذيرندهء صورت است ، آن را قوه گويند و از آن جهت كه صورت در آن حال است ، آن را ماده نامند و از آن جهت كه مركب به آن منتهى مىشود ، آن را اسطقس مىنامند و از آن جهت كه مركب از آن شروع مىشود ، عنصر مىگويند و چون جزء مركب است ، آن را ركن گويند . پس جسم بسيط مركب از هيولى و صورت است و مراد از صورت ، جوهرى است ممتد در جهات سه‌گانه و مراد از هيولى ، جوهرى است كه در حد ذاتش نه متصل است نه منفصل و قابل صورت جوهريه است .